تبلیغات
ماجراجویان

[RB:Blog_And_Post_Title]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بازماندگان حادثه غرق شدن کشتی نیز مانند سرگردانان در بیابان از بی آبی و تشنگی در هراسند .

اما شکنجه روحی آنان بیش از تشنگان بیابان است .زیرا به جای ماسه خشک ، از آب احاطه شده اند . ابی که قادر به نوشیدن آن نیستند .که نوشیدن آن حتی به مقدار کم زندگیشان را به مخاطره می اندازد .


در نتیجه در دو جهت باید به مبارزه بپردازند .خطرات طبیعت و دیگری وسوسه نوشیدن آب دریا .که اگر راهی برای رفع تشنگی پیدا نکنند ، بالاخره تسلیم وسوسه می شوند .معمولا قبل از رضایت به نوشیدن آب دریا آخرین کاری که تشنه های دریا به آن متوسل می شوند ، نوشیدن ادرار خود و یا حتی نوشیدن خون یک همراه مرده است !!!


پس از نوشیدن آ ب شور، تشنگی افزایش می یابد و فرد سعی می کند برای رفع عطش خود بازهم از آب شور بنوشد و آنقدر به این کار ادامه می دهد تا بالاخره جانش را از دست می دهد . پس به هیچ وجه نباید از آب دریا برای رفع تشنگی استفاده نمود .


یک راه برطرف کردن تشنگی استفاده از آب موجود در بافتهای بدن ماهی است که می توان آن را داخل پارچه ای قرار داده ، فشرد تا آب آن خارج شود و سپس آن را نوشید .البته این روش مورد تایید همه محققان این امر نیست .


بهترین وسیله بدست آوردن آب در دریا ، بارش باران است که باید آن را در ظروفی که مانع تبخیر آن شود جمع آوری کرده و ذخیره نمود .اگر چه دریا نمی تواند آب شیرین به انسان بدهد اما قادر است به وفور غذای او را تامین کند . ماهی ، لاک پشت ، پلانکتونها ،جلبک و حتی پرندگان دریایی به مقدار کافی برای مدت نامحدود در دسترس گمشدگان قرار دارد . یک روش خوب برای صید ماهی استفاده از اعما و احشا ماهیهای دیگر و پرندگان شکار شده بعنوان طعمه است . اما در بعضی مناطق خطر نزدیک شدن کوسه را در پی دارد .

زنده ماندن ,دریا,بازماندگان,کشتی,آب شور رطوبت,قایق,قایق نجات,


همچنین می توان از پرهای پرندگان شکار شده پوششی مناسب برای محافظت از نور خورشید تهیه کرد . عده ای برای ساخت قلاب ماهیگیری از عجیب ترین اشیا از عقربه ساعت یا قطب نما گرفته تا سنجاق ، میخ کفش ، چاقوی جیبی و استخوان پرنده و تیغ ماهی استفاده کرده اند و نخ ماهیگیری خود را از بند کفش و یا حتی نخ لباسهایشان درست کرده اند .


پلانکتونها یکی از منابع غذایی بسیار مناسب برای گمشدگان دریاست .در صورتیکه هیچ گونه ای وسیله ای برای جمع کردن آن در اختیار نباشد ، می توان از چتر نجات و یا لباس برای این کار استفاده کرد و آن را به شکل قیف درآورده و به عقب قایق بست تا پلاکنتونهای موجود در سطح آب را جمع آوری کند .البته پلانکتونها در همه دریاها وجود ندارند و یا گاهی فقط شبها به روی آب می آیند .که نباید اشتباها عروسهای دریایی را بجای آنها صید کرد چون نیش زهرآلود آنها باعث سوزش و استفراغ می شود .


ماهیهای پرنده شبها برروی امواج شنا میکنند .برای صید آنها می توان یک پارچه به رنگ روشن را کف قایق پهن کرده و یا چراغی روشن نمود .این کار باعث جلب توجه آنها می شود .


بهترین راه نگهداری ماهی صید شده خالی کردن شکم آن و تقسیم کردن به قطعات باریک و خشک کردنش است .


کسی که در دریا سرگردان می شود نباید از نهنگها و ماهیهای بزرگ وحشت داشته باشد .بلکه باید مراقب کوسه ها وماهیهای سمی باشد .کوسه ها شامه بسیار عجیبی دارند و میتوانند بوی خون را از کیلومترها حس کنند .


متاسفانه هیچ راهی برای تشخیص سمی بودن ماهی ها وجود ندارد .اما عده ای عقیده دارند که ماهیهای سمی زشتند .چشمهای فرورفته ، سرکوچک و پوزه طوطی مانند دارند .گوشهایشان لزج و بدنشان حجیم و مکعب است .فلسشان سخت و تیغشان خشن یا پوستشان شل و سفید و بد بوست .
حتی اگر غذا وآب به اندازه کافی در دسترس باشد باز گمشدگان با مشکل دیگری روبرو هستند و آن مبارزه با عوامل جوی است .

طوفان دریا آنقدر انسان را خسته و کوفته می کند که حتی قدرت خوردن و اشامیدن را هم از او می گیرد و باعث بوجود آمدن حالت تهوع و استفراغهای شدید می شود . در این حالت به هیچ وجه نباید غذای جامد مصرف کرد و تنها توصیه استراحت و عادت کردن تدریجی به شرایط است .


حرکت متناوب دریا خواب را هم از انسان می گیرد .و گاهی عده ای را دچار بحرانهای روحی ، عصبانیت و یا گریه می کند که در این حالت ممکن است دست به کارهای عجیبی مثل پرت کردن آذوقه خود به داخل دریا بزنند .

نوسان قایق فقط موجب بی خوابی نمی شود .در این وضعیت کوچکترین فعالیت جسمی و از جمله دفع ادرار و مدوفع خطرناک است . بسیاری از افرادی که برای این کار در کنار قایق ایستاده یا روی زانو نشسته اند ، تعادل خود را از دست داده و به دریا افتاده اند .اگر قایق تعدادی سرنشین داشته باشد ، این سرنشینان می توانند به یکدیگر تکیه داده و یا از ظروفی که در دسترسشان است از قوطی کنسرو گرفته تا کفشهایشان استفاده کنند و سپس آن را به دریا بریزند .


اما بسیاری در کف قایقشان ادرار می کنند که معمولا به سرعت توسط آبی که در آن ریخته می شود شسته شده و از نظر پاکیزگی مشکلی ایجاد نمی کند .اما این آب موجب دردسرهای زیادی می شود . زیرا برای خالی کردن آن انرژی زیادی مصرف می شود و آخرین رمقها را می گیرد .
آب دریا لباسها را نیز مانند پوست بدن از بین می برد و موجب زنگ زدن زیپ لباسها و اسلحه ها می شود .آذوقه ها را فاسد می کند و مانند اسید کنسروها را از بین می برد .


آب شور رطوبت طبیعی پوست را از بین می برد .پس از چند ساعت تماس با آب شور پوست ترک می خورد و کم کم متورم می شود و لبها را زخم می کند .چنانچه پماد و مواد چرب کننده در دسترس باشد استفاده از آنها موجب تسکین زخم و خشکی پوست خواهد بود .در غیر این صورت می توان از چربی پرندگان صید شده یا ماهیها استفاده کرد .


آب باران که همه گمشدگان دریا برای رسیدنش دست به دعا برمی دارند ، موجب مشکلات بسیار دیگری می شود .زیرا مانند مسلسل انسان را گلوله باران می کند .بارش سخت قطعات درشت آن بسیار دردناک است و ضربه قطره ها آن قدر روی اعصاب فشار می آورد که موجب خشم و ناراحتیهای عصبی می شود .


زنده ماندن, دریا, بازماندگان, کشتی, آب شور رطوبت, قایق, قایق نجات


اشعه خورشید هم ناراحتیهای زیادی به بار می آورد .برای محفظت از آن می توان مدتی در زیر قایق و چسبیده شنا کرد (که البته باید متوجه وجود کوسه ها نیز بود ).خیس کردن لباسها در آب دریا و بلافاصله پوشیدنشان نیز مقداری طراوت و خنکی به بدن می بخشد .انداختن چیزی روی سر و بدن سایه محافظ خوبی ایجاد می کند .پوشیدن لباس زیاد نیز علی رغم ایجاد گرمای زیاد ، مانع از زنده زنده بریان شدن می شود .

غرق شدن در دریاهای شمالی و سرد قلب و ماهیچه های تنفسی را از کار می اندازد و به مدت یک لحظه که بینهایت طولانی به نظر می رسد ، شخص قادر به نفس کشیدن نیست .حتی ریه ها نیز قادر به بیرون دادن هوا نخواهند بود.اثر این شوک به تدریج از بین می رود و شخص تحرک اندامهایش را باز می یابد اما این سرما به بدنش نفوذ می کند .

احساس حرارت آرام بخشی که در اثر بی حس شدن بدن به وجود می آید ، در حقیقت نشانه فرا رسیدن مرگ است .انگشتان کرخ معمولا نخستین اندامهایی هستند که از این کار سر باز می زنند.

آسان ترین حرکت که به مرگ یا زندگی فرد بستگی دارد، به کوششی تقریبا فوق انسانی مبدل می شود . اگر مرگ در آبهای منجمد به سرعت بر شناگر غلبه می کند ، برعکس در یک قایق نجات مراحل بسیار آهسته تری دارد .بعضی از افراد قبل از مردن از سرما دیوانه شده اند و بعضی در خواب جان داده اند .

با این وجود تعداد زیادی از کسانی که در مناطق قطبی گم می شوند ، در برابر سختیها مقاومت می کنند .بعضی از افراد علی رغم نوسان قایقها توانسته اند با ماساژ بدن یکدیگر و یا انجام حرکات ورزشی سرمای شدید را تحمل کنند و زنده بمانند .


منبع :www.fire125.ir